منهاج سراج

80

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

الثالث عثمان ذو النورين رضى اللّه عنه عثمان بن عفان رضى اللّه عنه ، عفان پسر ابو العاص بن اميه بن عبد الشمس بن عبد مناف بود ، و كنيت او ابو عمرو ، و داماد مصطفى بود ، به دو دختر رقيه و ام كلثوم و مادر عثمان ، اروى بنت كريز [ ( 1 ) ] بن ربيعت بن حبيب بن عبد الشمس بود . عثمان رضى اللّه عنه ميانه بالا بود ، و نيكو روى ، و تنك پوست و تر اندام ، و گندمگون و بزرگ ريش ، و فراخ كتف ، و دندانهاى خود را به زر بسته بودى ، و او را روايت ميكنند : كه از تجارت شام باز مىآمد در ميان راه به منزلگاه رزفى [ ( 2 ) ] و معان فرود آمده بود ، در ميان خواب و بيدارى ندا شنيد : كه اى خفتگان برخيزيد ! و مهيا باشيد ! كه احمد بيرون آمد . چون به مكه باز آمد ، به خدمت مصطفى عليه السّلام بيامد ، و اسلام آورد ، چون عمر او را حكم بن ابى العاص از اسلام او خبر شد او را به بست تا دين اسلام بگذارد ، و دين پدران نگرداند ، مادرش سوگند خورد ، كه او را نان ندهد ، او از دين اسلام دست باز نداشت ، اگر چه مذلت ديد . ايشان دست از وى بداشتند ، و چون عمر رضى اللّه عنه شهادة يافت ، بخلافت با عثمان بيعت كردند ، و خاتم و رداء مصطفى عليه السّلام به دو رسيد ، و در ايام او فتوح بسيار بود ، و بصره و آنچه باقى بود ، از حدود صفاهان و رى و اصطخر و فارس و دار بجرد و كرمان و سجستان و طبرستان و خراسان و ايران و نيشابور ، و هرات و مر و شاهجان و هرى رود و بلخ و طخارستان و ارمنيه ، و ارزروم [ ( 3 ) ] و كندريه و طرابلس و قبرس . و او را مناقب بسيار است : جمع كنندهء قرآنست آن مصحف كه ابو بكر بمشورت عمر رضى اللّه عنهما به خط زيد بن ثابت نبشته بود و در بيت المال نهاده بفرمود تا چند نسخه بنوشتند ، و يكى به مكه و يكى بمدينه و يكى بشام و يكى بعراق فرستاد ، و هر كه بر خلاف نسختى داشت ، از دست همه بيرون كرد ، و همه را بران مصحف جمع كرد ، چون سال سنه خمس و ثلثين در آمد از هجرت ، صحابه

--> [ ( 1 ) ] اصل : كوبر ، طبرى و الكامل : كريز . [ ( 2 ) ] كذا ، ولى در مآخذ موجوده راجع باينجا چيزى بدست نيامد ، در جغرافياى حدود العالم است : معان شهر كيست در شام كه در ان بنى اميه‌اند ، در همين كتاب جائى بنام ( عين‌زربه ) آمده ، كه بنام رزفى نزديكى دارد . [ ( 3 ) ] كذا ، املاى موجوده : ارض روم .